مرگ عشق
سلام به همه ی دوستای گلم به علت بعضی از مشکلاتی که برام پیش امده برای مدتی این وبلاگ رو تعطیل می کنم می دونم برای همتون یه سوال گذاشتم که برام جواب بدین چون جواب تک تکتون برام مهمه شاید امدن دوباره ی من بستگی به این جواب شما داره خواب شروع میکنم من یه دختری رو از ته قلبم دوست داشتم که خودشم می دونست.. ماجرای مارو کل آشناها و فامیلامون می دونستند.چه جوربگم انگشت نمای فامیلامون شده بودم. این دختری که من می گم خیلی یه دنده و لج بازبود مثلا بعضی وقتها که باهم حرف نمی زدیم. چون ثابت کنه لج باز.زنگ می زد بادوست من حرف می زد.که بدها فهمیدم که حتی عکساشم دست دوستم هست که دیگه نتونستم خودمو نگه دارم بهش گفتم. می دونید بهم چی گفت؟ گفت تو که میدونستی من لج بازم.که منم تو جوابش بهش گفتم چرامنو به خودت وابسته کردی که جواب سوالمو نداد اون روزی که باهم بحث کردیم روز خیلی سختی بود.واسم نمی دونم جواب خانوادمو.دوستامو... چطورباید بدم. ازشما خواهش می کنم کمکم کنید. نیلو خانم اینو برای تو نوشتم می دونم که از خدات بود از زندگیت برم بیرون منم آرزوتو برآورده کردم. اینم دلیل ترک این وبلاگم نمی خوام خاطراتی که قبلا بااین بلاگ داشتم به یادم بیاد.
| Design By : Night Skin |


